
یادداشت مهمان- حسین شیرزاد، معاون اسبق وزیر جهاد کشاورزی و کارشناس مسائل توسعهای حوزه کشاورزی: یکی از دلایل دست بالا داشتن ایران در جنگ آمریکا-صهیونی، اهمیت تنگه هرمز است که جایگزین چندانی برای آن وجود ندارد. تنها عربستان و امارات متحده عربی خطوط لولهای برای انتقال نفت خام به خارج از خلیجفارس دارند و این خطوط لوله دارای مقداری ظرفیت مازاد هستند به نحوی که در صورت بسته شدن تنگه به هر دلیل میتوانند بخشی از نفت خود را به خارج صادر کنند.
غیر قابل جایگزین بودن تنگه هرمز
در پایان سال ۲۰۱۶ میلادی ظرفیت کل موجود در هر دو این خط لولهها برای انتقال نفت ۶.۶ میلیون بشکه در روز بوده و در آن تاریخ مجموع ظرفیت استفاده نشده دو خط لوله در حدود ۳.۹ میلیون بشکه نفت در روز بوده است. طول خط لوله سعودی به نام خط لوله شرق – غرب ۷۴۶ مایل (حدود ۱۲۰۰ کیلومتر) است که از مجتمع نفتی عبقیق به دریای سرخ کشیده شده است.
سال ۲۰۱۶ شرکت آرامکو سعودی اعلام کرد که برنامه ای برای افزایش ظرفیت سیستم خط لوله شرق – غرب به ۷ میلیون بشکه در روز دارد که قرار است تا ۲۰۱۸ تکمیل شود، اما سرعت پیشرفت کار تا ۲۰۲۵ اندک بود. عربستان همچنین از خط لوله عبقیق – یانبو( the Abqaiq-Yanbu) برای انتقال گاز مایع طبیعی استفاده میکند که ظرفیت آن ۲۹۰ هزار بشکه در روز است. علاوهبر این دو خط لوله، عربستان دو خط لوله دیگر هم دارد که به موازات خط لوله شرق – غرب کشیده شده و قادر به دور زدن تنگه هرمز است اما این دو خط لوله فعلا امکان حمل نفت ندارند.
خط لولههای نفتی دیگری مانند خط لوله ترانس عرب از قیسومه Qaisumah در عربستان به بندر صیدون در لبنان یا خط لوله استراتژیک بین عراق و ترکیه نیز وجود دارند که سالها است از آنها به دلیل خسارات ناشی از جنگها، یا عدم استفاده یا اختلافات سیاسی استفادهای نشده و برای به کارگیری آنها تعمیرات اساسی نیاز دارند.
ویژگیهای ژئوپلیتیک و امتیازات ایران در مواجهه با نیروی دریایی آمریکا
تهدیداتی که متوجه امنیت تردد در تنگه هرمز است تنها جنبه نظری ندارد بلکه طی چند دهه اخیر در عمل نیز تهدیداتی متوجه دریانوردی بینالمللی در خلیج فارس و تنگه هرمز بوده است. در سال ۱۹۸۷ تنگه هرمز بیش از زمان دیگر در آستانه مسدود شدن قرار گرفت. در طول دهه ۱۹۸۰، جنگ نفتکشها موجب تهدیداتی جدی شد. حمله موشکی ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایرانی در تیر ۱۳۶۷، حمله ناوهای آمریکایی به سکوهای نفتی ایران، یافته شدن تعدادی مین در مسیر حرکت کشتیها و نفتکشها از جمله اتفاقاتی بود که یک برخورد گسترده و طولانی را محتمل کرده بود.
در سال ۲۰۱۰ یک گروه وابسته به القاعده با نام تیپ عبدالله عظام اقدام به بمبگذاری در یک نفتکش ژاپنی با بار ۲ میلیون بشکه نفت کرد که خسارات عمده و یا نشست قابل ملاحظه نفت به دریا را در پی نداشت. تهدید ایران به بستن تنگه هرمز در ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ و حمله به ۴ کشتی (دو نفتکش عربستان در نزدیکی فجیره در مه ۲۰۱۹ و حمله به دو نفتکش در دریای عمان در ۱۳ ژوئن ۲۰۱۹،) ادعای انگلیس مبنی بر تلاش سه قایق ایرانی برای ممانعت از عبور یک کشتی تجاری انگلیسی از تنگه هرمز در ژوئیه ۲۰۱۹ توقیف یک کشتی ایرانی توسط انگلیس در جبل الطارق با ادعای حمل نفت برای سوریه، سرنگونی یک پهباد آمریکایی توسط ایران در نزدیکی تنگه هرمز و مانور دریایی ۲۰۲۵ ایران و اتفاقات جنگ رمضان تا کنون از دیگر تهدیدات جدی علیه تردد در تنگه هرمز بود.
وجود شمار زیادی از جزایر استراتژیک ایرانی، علاوهبر آن که موجب افزایش وسعت دریای سرزمینی ایران است، همواره به عنوان پایگاههایی جهت اعمال کنترل ایران بر آبراه و تنگه هرمز دارای ارزش فوقالعاده هستند، جزایر لارک، قشم، هرمز، هنگام و در ادامه جزایر تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی، این توانمندی را تقویت کرده و تنگه هرمز را در تسلط ایران قرار میدهند. جزایر قشم، هرمز، لارَک و هنگام که در نوار شمالی تنگه هرمز واقع شدهاند، به لحاظ ژئوپلیتیک حائز اهمیت بسیاری هستند.
این جزایر به گونهای قرار گرفتهاند که از یک سو بر مسیر دریایی باریک ورود به خلیج فارس و خروج از آن اشراف دارند و از سوی دیگر میتوانند در صورت اقدام خصمانهای از سوی یک دشمن فرضی نخستین خط دفاعی برای دفاع از قلمرو خشکی ایران و مشخصا بندر عباس باشند.
قشم بزرگترین جزیره واقع در خلیج فارس است. این جزیره در داخل تنگه هرمز و به موازات ساحل قلمرو خشکی ایران به طول ۱۳۵ کیلومتر امتداد دارد و مقابل بندر عباس و بندر خمیر واقع است. قشم در عریضترین قسمت ۴۰ کیلومتر و در باریکترین قسمت ۹.۴ کیلومتر است. مساحت قشم (۱۴۹۱ کیلومتر مربع) حدود دو برابر مساحت کشور بحرین است. فاصله قشم تا ساحل ایران در نزدیکترین قسمت (تنگه خوران یا به انگلیسی Clararece Strait ) حدود دو کیلومتر و در منتهی علیه شرقی آن یعنی شهر قشم تا بندر عباس حدود ۲۲ کیلومتر است. فاصله جزیره قشم تا بندر خسب در عمان ۶۰ کیلومتر و تا بندر رشید در امارات حدود ۱۸۰ کیلومتر است. این واقعیات قدرت دریایی آمریکای متخاصم را به شدت محدود میکند.
جزیره لارک دورترین جزیره واقع در نوار شمالی تنگه هرمز از قلمرو ایران و نزدیکترین خشکی متعلق به ایران به ساحل عمان است. دریای سرزمینی ایران از خط مبدا این جزیره به سمت دریا تا خط مبدا جزیره قوئن متعلق به عمان ایران را در نزدیکترین موقعیت به عمیقترین قسمت تنگه هرمز و طرح تفکیک ترافیک دریایی، یعنی محل عبور نفتکشهای سنگین، قرار میدهد و از این نظر مهمترین جزیره تنگه هرمز به لحاظ استراتژیک است. وسعت این جزیره حدود ۴۹ کیلومتر مربع است و در ۳۷ کیلومتری جنوب شرقی بندر عباس و ۱۴ کیلومتری جنوب شرقی جزیره قشم قرار دارد.
ایران در جریان جنگ نفتکشها در دهه ۱۳۶۰ و با هدف در امان ماندن از حملات عراق به نفتکشها، تاسیساتی را در جزیره لارک برای تحویل نفت به نفتکشهای خارجی ایجاد کرد. حملهای که در مه ۱۹۸۷ توسط عراق و ظاهرا با کمک امارات متحده عربی یا عربستان یا از قلمرو آنها علیه این تاسیسات انجام شد، تحول قابل ملاحظهای در جریان جنگ نفتکشها بشمار میرود. اصولا جغرافیای خلیج فارس به طور کلی، شامل ویژگیهای تنگه هرمز و شمار و محل قرار داشتن مراکز نظامی در جزایر ایرانی و برخی امتیازات ژئوپلیتیک ایران، به گونهای است که نقشی محوری در صفآرایی نیرویهای نظامی کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی در این آبراه بازی میکند. با توجه به اینکه ایران و آمریکا چند برخورد نظامی در خلیج فارس داشتهاند، این ویژگیهای ژئوپلیتیک امتیازات عمدهای برای ایران در مواجهه با نیروی دریایی آمریکا محسوب میشود؛ چرا که موجب محدود بودن فضای عملیاتی در خلیج فارس میشوند و پیچیدگیها و مشکلاتی برای عملیات و مانورهای نظامی آمریکا ایجاد میکنند و باعث میشوند تا برخی از مزایای تکنولوژیک آمریکا تعدیل شود.
شک نیست که ایران به لحاظ دادههای ژئوپلیتیک نقش اصلی را در اشراف بر تنگه هرمز دارد. چرا که ایران کشور بسیار وسیعتر، پر جمعیتتر و به لحاظ فرهنگی و تاریخی با نفوذتر و برخوردار از منابع اقتصادی و نفتی فراوانتر و طول ساحل بسیار بیشتر است. قدرت نظامی ایران نیز بسیار قویتر از قدرت نظامی عمان و بقیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است و ساحل ایران به لحاظ توپوگرافی موقعیت بهتر و فضای مناسبتتری برای استقرار نیرو و آرایش جنگی و مانور در اختیار نیروهای نظامی ایران قرار میدهد. نیروی دریایی ایران نیز از موقعیت ممتازی در شرق و غرب تنگه هرمز و داخل این تنگه برخوردار است و مهمتر اینکه ایران دارای جزایری در این تنگه است که همگی به لحاظ ژئوپلیتیک و استراتژیک ایران را در موقعیت ممتازی قرار میدهند.
در جانب عمان شرایط کاملا برعکس است. سواحل عمان صخرهای و ناپیوسته است و از توپوگرافی مناسب و مساحت کافی برای انواع فعالیتها از جمله پذیرش یک نیروی نظامی عمدهای، برخوردار نیست. مجموعه این عوامل باعث شده تا هم کشورهای حاشیه خلیج فارس و هم قدرتهای دریایی جهانی اهمیت زیادی برای نقش ایران در کنترل تحولات این تنگه قائل باشند و آن را عامل مهمی در پیشبرد دستور کار منطقهای و جهانیشان بشمار آورند.
در نتیجه چنانچه برخوردی بین کشورهای این منطقه یا بین آمریکا در این منطقه با ایران رخ دهد، محل اصلی برخود و عمده تمرکز نظامی بر روی تنگه هرمز خواهد بود و ایران با بهم خوردن انتظام سابق ژئوپلیتیکی خلیج فارس قطعا دست بالا را خواهد داشت.






